خرید بک لینک
احتراما به دلايل زير درخواست تجديد نظر در فيلترينگ تلگرام،واتساپ،فيس بوك،توئيتر و اينستاگرام را دارم:١-به دلايل ساختاري،امكان حذف كامل وي پي ان ها نيست.از اين رو تقريبا غالب مردم دسترسي آسان و ارزاني به فيلترشكن هادارند.به اين ترتيب فيلترينگ در واقع محقق نمي شود. ٢-در اين فضا تنها كساني كه از فيلترينگ،خودخواسته تبعيت مي كنند،در واقع معتقدان به نظام هستند.به اين ترتيب تنها گروهي محدودو دچار دشواري بيشينه مي شوند كه اتفاقا در فضاي مجازي،فعاليتهاي مثبت از حيث شخصي و حتي ارشادي و تبييني از حيث اثر

برچسب: نویسنده: سپیده کاظمیان تاريخ: يکشنبه 11 مرداد 1405 ساعت: 22:02

.براي انگشتاني كه مي نويسند.حاج مسعود دياني از آن آدمهايي است كه خودش را در زندگيهاي اطرافيانش چنان جا می دهد که به سرعت با نقاط عطف و تصمیم های شاد و رنج های جدی پیوند می خورد. در یک شیرجه، از آشنایی به عمق زندگی ات می زند و از دری وری های روزمره به سوالها و تردیدهای جانت. تعبير ديگري به ذهنم نمي رسد. او داماد يك دوست خانوادگي بود،همين قدر دور و بعد به طرفه العيني واسطه ازدواج من،يابنده اولين خانه ام، استادم،شاگردم،موسسه كاريابي ام،منتقد كارهايم و هزار و يك كاره ديگر در زندگي من و ما شد،همين

برچسب: نویسنده: سپیده کاظمیان تاريخ: يکشنبه 11 مرداد 1405 ساعت: 22:02

رفتيم به جلسه نقد و بررسي سند فيلان.البته كه نويسندگان قرار نبود بيايند و فقط به عنوان كاري صوري و يك تيك در فهرست كارها،ما سند را نقد كنيم و كاغذي بنويسيم كه يحتمل خوانده نشود. سند مثل همه سندهايي كه تا حالا خوانده ام،بود و فقط دو سه تا كليدواژه اش با سند تعالي يا پيشرفت يا هرچي فرق داشت.قلبم درد گرفت.حس ميكردم همه كارهاي مملكت همين شده،سري دوزي پروژه بگيران ثابت كه مي دانند پروژه شان خوانده نميشود.تحليل هاي پيچيده لازم نيست.اگر چوب جادويي داشتم همه سندها و سندنويسان را غيب مي كردم.

برچسب: نویسنده: سپیده کاظمیان تاريخ: يکشنبه 11 مرداد 1405 ساعت: 22:02

من حرفهاي آن كارگردان را مي فهمم،مي دانم فرهنگ سينما و هنرهاي تجسدي مبتني برجواني و زيبايي است و همه جاي دنيا پيرها از دور خارج مي شوند و ...اينها آدم را اذيت نمي كند. اما من به عنوان يك زن اذيت ميشوم كه كلا عقيده و فكرم هرچه باشد يا به فرايندهاي جسماني ام منتسب مي شود يا به احساسات شخصي ام.زنها مثل مردها فكرهايي دارند،مردها هم گاهي احساس شخصي يا تاثر جسماني شان بر فكرشان اثر ميگذارد،اينها ربطي به حق بودن و باطل بودن آن عقيده ندارد.زنهايي به خاطر فكرشان روسري بر سر مي كنند و زنهايي به خاطر فكرش

برچسب: نویسنده: سپیده کاظمیان تاريخ: يکشنبه 11 مرداد 1405 ساعت: 22:02

شب قدر شب باران است! باران مهربانی خدا! باران مغفرت! باران فرشته‌های الهی! شب قدر را قدر نامیده‌اند به معنای تنگی جا! آنقدر در این شب از آسمان فرشته می‌بارد که اگر سوزنی‌‌ رها شود بر زمین نخواهد رسید! از بس که زمین فرشته زار شده! نترس! چ‌تر‌ها را باید بست.... زیر باران باید رفت..... همین!حاج مسعود دياني،كه برادر ما بود و چشم ما بود و كلمه ما بود و رفيق همه بود،اين را خط آخر"شب قدر ترسوها"يش نوشته بود؛ اين را هم جايي از متنش نوشته بود كه:خنك آن قمار بازي كه بباخت هرچه بودشمثل خودش، كه بباخت هرچه

برچسب: نویسنده: سپیده کاظمیان تاريخ: يکشنبه 11 مرداد 1405 ساعت: 22:02

بله من هم از همانها بودم.از همانها كه هركس با من مشورت يا گلايه اي مطرح ميكرد،به شدت به صبر و فقط صبر تشويقش ميكردم. از همان هايي كه هميشه نگران خانواده اند و مطمين بودم اگر زنها و شوهرها و بچه ها كنار هم باشند،به هرحال براي همه بهتر است.من از آنهايي بودم كه در مقابل هر شكايتي،يك وضعيت بدتر را تصوير ميكردم و از شكايت كننده ميخواستم كه صبر كند.اين طور بودم و بودم تا با كسي آشنا شدم كه هنوز مادرش در پنجاه سالگي از پدرش كتك ميخورد و من صورت سياهش را با عينك آفتابي در روزهاي غيرآفتابي ديده بودم،بر

برچسب: نویسنده: سپیده کاظمیان تاريخ: يکشنبه 11 مرداد 1405 ساعت: 22:02

دوستی پرسیده بود که چرا به وقایع روز، واکنش ندارید و شما را چه می شود و آیا این انفعال و سکوت، حق است و....؟خیلی حرف زدیم، درباره اینکه واکنش چیست و فعالیت چیست و اینکه همیشه حرف زدن، کنش نیست و اینکه اساسا به این حجم از وقایع چه طور می توان و آیا باید واکنش نشان داد و...ولی یک حرف دیگر هم بود:به او گفتم که با پایان عصر وبلاگها، امثال من بی جا شده ایم.ما که اهل شنیدن بودیم، به زور کانالهایمان را راه انداختیم و دوستشان نداشتیم و با این حال تحملشان م یکردیم تا اینکه هربار با بسته شدن پیام رسانی،

برچسب: نویسنده: سپیده کاظمیان تاريخ: يکشنبه 11 مرداد 1405 ساعت: 22:02

من دكتر جمشيديها را نمي شناسم و مدتهاست به صورتي بازي متهم هستم.ولي مي دانم آنچه او را به خشم مي آورد،نه يك روسري يا لبخند،بلكه كنشي خلاف اقتضاي آكادمي است. چنان كه اين روزها هرچه مي گذرد خشم ها بيشتر از آنكه از مسئله حجاب باشد،از چيزي است كه مايلم آن را تظاهر به قضاي حاجتي جنسي بنامم. البته تمامي افراد و فرايندهايي كه در راه سياسي شدن و جدي بودن دانشگاه ها مانع تراشي كرده اند،در انتشار اين بوي آزاردهنده مقصرند.آنان با سلب امكان هاي متعالي و ما، علاقمندان به جمهوري اسلامي با اهمال يا عدم عرضه

برچسب: نویسنده: سپیده کاظمیان تاريخ: يکشنبه 11 مرداد 1405 ساعت: 22:02

صفحه بندی